و يا نفس و يا خداوند - تباركوتعالى - كه ياد همگى طاعت به شمار مىآيد ، باشد . همه احتمالات را مىتوان مورد توجه قرار داد ؛ ولى احتمال آخر كه فراموشى حق سبحانه مىباشد ، قوىتر به نظر مىرسد ؛ زيرا آن ، ريشه همه فراموشىهاست .
كسالت در بندگى ؛ منشأ همه كسالتها
مراد از كسل در طاعت الهى نيز مىتواند كسالت در بندگى الهى مطلقاً ، يا كسالت در امور دينى كه سرمايه براى آخرت و معنويّت است ، يا كسالت در انجام اوامر و نواهى الهى ( اعم از واجبات و مستحبات و ترك محرّمات و مكروهات ) باشد . هر كدام از اين موارد را وجهى است كه به امر اوّل ( بندگى الهى ) بازگشت مىكند .
سستى در طاعت الهى
از توانى و سستى در طاعت الهى نيز ممكن است سستى در امر غرض غايى از خلقت و نيل به كمال انسانيّت يا سستى در انجام وظايف اوامر و نواهى الهى ، اعم از واجبات و مستحبّات و ترك محرّمات و مكروهات و كار آخرت و . . . - كه همگى از طاعت الهى سرباز زدن به شمار مىآيد - اراده شده باشد و هر كدام ، وجهى دارند .
احتمالات در معناى عذاب ادنى و عذاب اكبر
امّا دربارهى جمله « عِقابِكَ الْأَدْنى وَ عَذابِكَ الْأَكْبَرِ » مىتوان گفت : منظور از عذاب ادنى ، عذاب برزخى است كه براى زيانكاران از اوّل مردن شروع مىشود و تا قيامت ادامه دارد . خداوند مىفرمايد :
حَتَّى إِذا جاءَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قالَ رَبِّ ارْجِعُونِ لَعَلِّي أَعْمَلُ صالِحاً فِيما تَرَكْتُ كَلَّا إِنَّها كَلِمَةٌ هُوَ قائِلُها وَ مِنْ وَرائِهِمْ بَرْزَخٌ إِلى يَوْمِ يُبْعَثُونَ
« 1 »
تا آن گاه كه مرگ يكى از ايشان فرا رسد ، مىگويد : پروردگارا ! مرا باز گردانيد ،
هامش
( 1 ) . سورهى مؤمنون ، آيات 99 و 100 .