سوى او باز مىگرديد . ) برمىآيد امام - عليهالسّلام - در مقام اداى توحيد كامل و خواندن خداوند متعال به يگانگى در ذات و صفات و اسم و فعل و شريك نداشتن او از هر جهت ، به گونهاى كه شايستهى او است مىباشد ؛ چنان كه خداوند مىفرمايد :
وَ لا تَدْعُ مَعَ اللَّهِ إِلهاً آخَرَ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ كُلُّ شَيْءٍ هالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ لَهُ الْحُكْمُ وَ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ
« 1 »
و معبود ديگرى را همراه با خدا مخوان ، معبودى جز او نيست ، هر چيز جز روى [ اسمها و صفات ] او نابود است ، فرمانروايى مخصوص او است و تنها به سوى او باز مىگرديد .
زيرا عبارت « هالِكٌ إِلّا وَجْهَهُ » مىفرمايد : « هالِكٌ » ؛ ( اكنون نابود است ) و نه « يَهْلِكُ » ؛ ( در آينده نابود مىگردد . ) در آيهى شريفه و دعا ، به نيستى و اعتبارى بودن كمالات همه مظاهر اشاره دارد . افزون بر اين ، در ادامهى دعا آمده است :
« وَ سُبْحانَ الَّذِى قَهَرَ كُلَّ شَىْءٍ بِجَبَرُوتِهِ . . . » « 2 »
و منزّه است خداوندى كه با چيرگى با شكوهش ، بر هر چيز چيره است . . .
اين جمله ، در مقام تنزيه حضرت حقّ از شريك داشتن در وحدت ذاتى و صفاتى و اسمايى و افعالى است و اين توهّم كه قهّاريّت ، قدرت و مالكيّت و . . . خداوند سبحان همانند مظاهر باشد را ، دفع مىكند .
( 350 )
« سُبْحانَ خالِقِى وَ لَمْ أَكُ شَيْئاً ، أَلَّذِى كَفَلَنِى بِرَحْمَتِهِ ، وَ غَذّانِى بِنِعْمَتِهِ ، وَ فَسَحَ لِى فِى عَطِيَّتِهِ ، وَ مَنَّ عَلَىَّ بِهِدايَتِهِ ، بِما ألْهَمَنِى وَحْدانِيَّتِهِ وَ التَّصدِيقِ بِأَنْبِيآئِهِ وَ حامِلِى رِسالَتِهِ . . . وَ جَعَلَ مِنْ أَكارِمِ
هامش
( 1 ) . سورهى قصص ، آيهى 88 .
( 2 ) . اقبال الاعمال ، ص 163 .