و عافيتت را بر من بپوشان و كرامتت را به من ارزانى دار . هركس كه در جوار تو است ، سربلند و ثناى تو بزرگ [ و پاكيزه ] است و معبودى جز تو نيست .
شرط قرار گرفتن در عافيت مدام
مقصود از قرار گرفتن زير حفظ حضرت حق « فِى حِفْظِكَ » ، محفوظ ماندن از بدىهاى نفس و شيطانهاى انسى و جنّى و مراد از قرار گرفتن در جوار حقّ : « وَ فِى جِوارِكَ » قطع نشدن توجّه به حضرت حقّ سبحانه ، پس از توفيق تقرّب و دوام آن و منظور از قرار گرفتن در حمايت الهى : « وَ فِى كَنَفِكَ » پس از حصول قرب الهى براى بنده ، همواره در شهود نيستى قرار داشتن و استدامهى آن است ؛ و گرنه سه لغت ياد شده ( حفظ ، جوار و كنف ) در معنا به يكديگر نزديكاند .
در هر حال ، اگر خداوند متعال انسان را به اين سه امر يارى فرمايد ، در عافيت الهى قرار خواهد گرفت . از اين رو ، بلافاصله مىفرمايد : « وَ جَلِّلْنِى عافِيَتَكَ »
سه جملهى پايانى فراز : « عَزَّ جارُكَ ، وَ جَلَّ ثَناؤُكَ ، وَ لا إِلهَ غَيْرُكَ . » گويا براى دفع دخل از بيان گذشته است ، تا گمان نشود خداوند هم چون بندگان جا و مكان دارد و بر كنار از مظاهر مىباشد .
( 347 )
« أَللَّهُمَّ اجْعَلْنِى مِمَّنْ تُلْحِقُهُ بِصالِحِ مَنْ مَضى مِنْ أَوْلِيآئِكَ الصّالِحِينَ ، وَاجْعَلْنِى مُسلِّماً لِمَنْ قالَ مِنْهُمْ بِالصِّدْقِ عَلَيْكَ . » « 1 »
خداوندا ! مرا از كسانى قرار ده كه آنان را به دوستان شايستهى گذشتهات ملحق مىفرمايى و تسليم آنان كه به اعتقاد بر تو صادقانه استواراند ، [ يا :
دربارهى تو گفتار صادق و درست دارند ] بگردان .
هامش
( 1 ) . اقبال الاعمال ، ص 162 و 163 .