امكان لحوق به مقامات معنوى صالحان
از اين چند جمله برمىآيد امكان پيوستن به مقامات معنوى صالحان ( انبيا و اوصيا - عليهالسّلام - ) غير از امور انتصابى - مانند : نبوّت و وصايت - ، براى همگان امكان دارد و شرط آن پيروى كامل از آنان در قول و عمل و فعل است .
( 348 )
« وَ أعُوذُبِكَ - يا إِلهِى ! - أَنْ تُحِيطَ شَيْئاً مِنْ خَطِيئَتِى ، بِظُلْمِى وَ إِسْرافِى عَلى نَفْسِى وَ اتِّباعِ أَهْوآئِى وَ اشْتِغالِى بِشَهَواتِى ، فَيَحُولَ ذلِكَ بَيْنِى وَ بَيْنَ رَحْمَتِكَ وَ رِضْوانِكَ ، فَأكُونَ عِنْدَكَ مُسِيئاً أَوْ مُتَعَرِّضاً لِسَخَطِكَ أَوْ نِقْمَتِكَ . » « 1 »
اى معبود من ! به تو پناه مىبرم از اين كه ، به واسطهى ظلم و اسراف و تجاوز بر نفسم و پيروى از هواها و سرگرم شدن به خواستههايم ، گناهى از گناهانم را بر من محيط بگردانى و در نتيجه ، آن گناه ميان من و رحمت و خشنودىات حايل گردد و سرانجام نزد تو بدكار و گناهكار ، يا متعرّض خشم و ناخشنودى يا عذاب و كيفرت گردم .
موانع لحوق به مقامات صالحان
از اين چند جمله كه در ادامهى جملههاى گذشته آمده ، برمىآيد تنها عاملى كه نمىگذارد انسان به صالحان بپيوندد و تسليم آنان گردد و مانع ريزش رحمتهاى خاصّ و رضوان پروردگار مىشود ، احاطهى خطاياى او بر او است كه در اثر ظلم و اسراف به نفس و متابعت هواها و اشتغال به شهوات گوناگون عالم بشريّت پيش مىآيد .
از اين رو ، شايسته ، بلكه بايسته است كه انسان به حضرت حقّ پناهنده شده و بگويد :
هامش
( 1 ) . اقبال الاعمال ، ص 163 .