خطا و گناهم به من عطا فرما .
آرى ، بشر مطلقاً و اهل ايمان بالاخص ، در هر مرحله از ايمان كه باشند ، نمىتوانند از خوبىها ( خواه امور طبيعى دنيوى و خواه اخروى و خواه معنوى ) ديده بردوزند ، ولى در اثر غفلت از عنايت كننده خيرات و با نگريستن نظر استقلال به نعمتهاى الهى ، ممكن است دچار محروميّت از خيرات گردند . با اين توضيح ، امام - عليهالسّلام - [ به احتمال ] خوانندگان را نسبت به امور معنوى گذشته و حوايج آتيه با « يا رَبَّ الْخَيْرِ كُلِّهِ . . . » به نزول تمام خيرات از جانب پروردگار توجه مىدهند ، تا مبادا چون به نعمتى رسيده يا مىرسند ، خداوند را به فراموشى بسپارند كه اين ، خود خطيئهاى است و سبب گرفته شدن خيرات - به هر گونه كه آنها دارا باشند - مىگردد . از اين رو حضرت بلافاصله مىفرمايد : « خابَ مَنْ كانَ دُعاؤُهُ لِغَيْرِكَ . . . » و در پايان بخش فوق مىفرمايد :
« فَإِنَّكَ ثِقَتِى وَعُدَّتِى ، وَ أَنْتَ حَسْبِى وَ كَفى ، وَ نِعْمَ الْوَكيلُ ! وَ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ إِلّا بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظِيمِ . » « 1 »
زيرا تو مورد اعتماد و توشه و اندوختهى من هستى و تو مرا كافى هستى و همين [ مرا ] بس و چه وكيل و كارگذار خوبى ! و هيچ دگرگونى و نيرو و قدرتى نيست ، مگر به خداوند بلندپايهى بزرگ .
جملهى « سُبْحانَكَ لا إِلهَ إِلّا أَنْتَ ، إِنِّى كُنْتُ مِنَ الظّلِمِينَ . » « 2 » ؛ ( پاك و منزّهى تو ، معبودى جز تو نيست ، به راستى كه من از ستمكاران بودم . )
نيز به عنوان عذرخواهى از احتمال نظر استقلالى به خيرات ، مطرح گرديده است .
براى روشن شدن بيانات فوق ، به آياتى از قرآن شريف اشاره مىشود . خداوند مىفرمايد :
هامش
( 1 ) . اقبال الاعمال ، ص 236 .
( 2 ) . همان .