مجاهدان فى اللَّه ؛ عاملين واقعى به كلمهى اعدل
اگر درك معناى جملهى فوق براى همگان آسان بود ، تقاضاى آن معنايى نداشت . آرى ، آنان كه هواى نفس خود را كشته و عمرى با خود مجاهده كردهاند ، مىتوانند آن گونه باشند كه در دعا آمده است . در عين حال معصوم - عليهالسّلام - ، خوانندگان را توجّه مىدهد كه بايد صورتاً چنين باشند و خود را بسازند ، تا به حقيقت ، كلمهى عدل را در حال رضا و غضب پياده كنند .
( 594 )
« وَ أَسْأَلُكَ قُرَّةَ عَيْنٍ لا يَنْقَطِعُ . » « 1 »
و از تو تقاضا دارم نور چشمى را كه بُريده نشده و پايان نمىپذيرد .
لقاى الهى ؛ نور چشم حقيقى براى انسان
ممكن است نور چشمى كه در اين جهان و جهان ديگر از بشر جدا نشود ، خداوند و ديدار او ، يا عمل صالح و نتايج اخروى آن و يا ديدار اولياى الهى باشد . اگر چه همهى احتمالات قابل تصور مىباشد ؛ ولى احتمال معناى اوّل ( به اعتبار بيانات قبل و بعد ) بيشتر است . در دعاى ابوحمزه ، دارندگان چنين كمالى معرّفى شده است ، آن جا كه مىفرمايد : « وَ قُرَّةَ عَيْنِ مَنْ لا ذَبِكَ وَانْقَطَعَ إِلَيْكَ . » « 2 » ؛ ( و اى نور چشم كسى كه به تو پناه آورده و به سوى تو [ از ديگران ] بريده باشد ) .
( 595 )
« وَ أَعُوذُبِكَ مِنْ . . . نِسْيانِ ذِكْرِكَ . » « 3 »
و به تو پناه مىبرم از . . . فراموش كردن يادت .
هامش
( 1 ) . اقبال الاعمال ، ص 237 .
( 2 ) . اقبال الاعمال ، ص 69 .
( 3 ) . اقبال الاعمال ، ص 237 .