( 592 )
« أَللَّهُمَّ ! إِنِّى أَسْأَلُكَ خَشْيَتَكَ فِى الْغَيْبِ وَ الشَّهادَةِ . » « 1 »
خداوندا ! ترس [ از عظمت ] تو را در نهان و آشكار تقاضا دارم .
عالمان باللَّه ؛ دارندگان واقعى صفت خشيت
خشيّت ، ترسى است كه صاحبش به آن چه موجب ترس او شده ، استقلال بدهد ، خواه نسبت به خلق باشد ، خواه نسبت به حقّ - تباركوتعالى - . اين معنى در جايى كه انتساب به حقّ سبحانه پيدا كند ، ترس از عظمت او سبحانه نام مىگيرد و صاحب چنين كمالى ، غيب و آشكار برايش تفاوتى نخواهد داشت ، چنان كه فرموده شده « فِى الْغَيْبِ وَ الشَّهادَةَ » و اينان علماى باللَّهاند كه خداوند دربارهى آنان مىفرمايد :
كَذلِكَ إِنَّما يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماءُ إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ غَفُورٌ
« 2 »
اين چنين از ميان بندگان ، تنها دانشمندان [ واقعى ] از خدا مىترسند ، به راستى كه خداوند سربلند و بسيار آمرزنده است .
خواجه نصيرالدين طوسى در رسالهى اوصاف الاشراف مىگويد :
« خشيّت ، استشعارى باشد كه به سبب شعور به عظمت و هيبت حقّ عزّ و علا و وقوف بر نقصان خود و قصور از بندگى حق و يا از تخيّل ترك ادب در عبوديّت ، يا از اخلال به طاعت لازم مىآيد . پس خشيّت خوفى خاصّ باشد : « يَخْشونَ رَبِّهِمْ وَ يَخافُونَ سُوءُ الْحِساب . » « 3 » ؛ ( از پروردگارشان خشيّت و بيم دارند و از حساب كشى بد مىترسند ) .
( 593 )
« وَ [ أَسْأَلُكَ ] كَلِمَةَ الْعَدْلِ فِى الرِّضا وَ الْغَضَبِ . » « 4 »
و [ گفتن ] سخن عدل را در حال خشنودى و خشم [ از تو درخواست مىكنم . ]
هامش
( 1 ) . اقبال الاعمال ، ص 237 .
( 2 ) . سورهى فاطر ، آيهى 28 .
( 3 ) . اوصاف الاشراف ، ص 102 .
( 4 ) . اقبال الاعمال ، ص 237 .