ريشه و اهميت تولّى و تبرى
اساس بيشتر حوايج بيست و يكگانه اين دعا ، بر بيانى است كه نسبت به جهل عالم بشرى گذشت . در اين فراز به اين نكته توجه مىدهد كه خداوند اگر شخص مؤمن را در اثر گناهان و زشتىهايش به خود واگذارد ، دشمنان خدا را دوست و دوستان او سبحانه را دشمن مىدارد ؛ و گرنه خداوند هيچ بندهاى را از ابتدا آن گونه نخواسته است .
علاوه دعا با اين بيان در مقام بيان اهميّت تولّى و تبرّى و آثار پسنديده تولّى در فرد و اجتماع مىباشد .
( 569 )
« وَ لا تَجْعَلْنِى . . . أَتّبِعُ هَواىَ بِغَيْرٍ هُدىً مِنْكَ . » « 1 »
و مرا به گونهاى قرار مده كه . . . بدون هدايتى از جانب تو از هواى [ نفْس ] خويش پيروى نمايم .
لزوم تطبيق اعمال با كتاب و سنّت و پرهيز از هواى نفس
جمله فوق گويا از آيه شريفه اقتباس شده است كه مىفرمايد :
وَ مَنْ أَضَلُّ مِمَّنِ اتَّبَعَ هَواهُ بِغَيْرِ هُدىً مِنَ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ
« 2 »
و كيست گمراهتر از كسى كه بدون هدايتى از جانب خدا ، از هواى [ نَفْس ] خويش پيروى مىنمايد ؟ ! به راستى كه خداوند گروه ستمكار را هدايت نمىفرمايد .
از بيان آيه شريفه و دعا استفاده مىشود كه شخصِ مؤمنِ به خداوند و رسول - صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم - ، بايد تمام اعمال و كردار خود را با دستورات كتاب و سنّت تطبيق دهد ، نه هواهاى نفسانى ؛ زيرا فرامين الهى طبق فطرتى است كه خداوند متعال رسولش
هامش
( 1 ) . اقبال الاعمال ، ص 219 .
( 2 ) . سورهى قصص ، آيهى 50 .