براى رهگشايى به غرض غايى از خلقت آنان روشن مىشود . آرى ، اين گناهان و غفلتها و حجابهاى عالم طبيعت است كه نمىگذارد بندگان الهى به فطرت
فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها
« 1 » ؛ ( همان سرشت خدايى كه همهى مردم را بر آن سرشت . ) توجه داشته باشند و عهد ازلى
وَ أَشْهَدَهُمْ عَلى أَنْفُسِهِمْ : أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ ؟ !
« 2 » ؛ ( و آنان را بر خودشان گواه گرفت كه آيا من پروردگار شما نيستم ؟ ! ) را به يادآورند و باز
بَلى شَهِدْنا
« 3 » ؛ ( بله گواهى مىدهيم . ) گويند و شاهد
اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ
« 4 » ؛ ( خداوند ، نور آسمانها و زمين است . ) و
يَهْدِي اللَّهُ لِنُورِهِ مَنْ يَشاءُ
« 5 » ؛ ( هر كس را كه بخواهد ، به نور خويش هدايت مىفرمايد . ) باشند . بنابراين ، اين دو تقاضا را نمىتوان امرى كوچك دانست .
دعاى روز بيست و چهارم ماه رمضان ( 1 )
امام - عليهالسّلام - در اين دعا ، پس از آن كه حضرت حق سبحانه را در ابتدا به كمالاتى با عبارت « يا مَنْ » مىخواند ( و بيشتر آن كمالات از بيانات آيات گرفته شده و بيست و يك حاجت از او سبحانه مسألت گرديده ) خواننده را توجّه مىدهد كه بايد از نظر شرعى و اخلاقى چگونه باشد و شايسته است اهل ايمان ، هنگام قرائت آن حوايج ، توجّه و دقّت بيشترى به بيانات تقاضا شده بنمايند تا تكاليف خود را در زندگى بشرى و اجتماعى خويش بهتر بدانند . در اين جا به بيان چند بخش از حوايج مىپردازيم :
( 567 )
« أَسْأَلُكَ . . . أَنْ تُثَبِّتَنِى حَتّى لا أَزُولَ « 6 » ، وَ أَنْ تَهْدِيَنِى حَتّى لا أَضِلَّ . » « 7 »
هامش
( 1 ) . سورهى روم ، آيهى 30 .
( 2 ) . سورهى اعراف ، آيهى 172 .
( 3 ) . همان .
( 4 ) . سورهى نور ، آيهى 35 .
( 5 ) . همان .
( 6 ) . در اين بخش ، در اقبال الاعمال نسخه بدلى وجود دارد كه ناخواناست و شايد حتّى « حتّى لا أَزِلَّ » سورهى باشد ، آيهى يعنى تا نلغزم .
( 7 ) . اقبال الاعمال ، ص 218 و 219 .