امكان مشاهدهى حق تعالى با ديدهى دل
جملههاى فوق اشاراتى است از تفصيل آن چه از آيات شريفهى الهى دربارهى احاطه و همراهى و اوّل و آخر و ظاهر و باطن بودن حق سبحانه با همهى اشياء و مظاهر استفاده مىشود و نيز اجمالى است از بيانات احاديث و خطبهها و ادعيهى مأثوره از معصومين - عليهمالسّلام - و گفتار و مشاهدات آنان كه بهرهاى از مبانى عقلى و شهودى دارند . امّا اين هرگز بدان معنا نيست كه سبحانه را در كنار مظاهر و با ديدهى ظاهرى و مادّى مىتوان مشاهده يا تعقّل نمود ، بلكه ديدهى دل و نور ايمان و تجرّد درونى است كه مىتواند او سبحانه را آن گونه كه در دعا و نصوص كتاب و سنّت آمده مشاهده كند . البته خوانندهى دعا ، بايد خود را از آلودگىهاى توجّه به عالم طبيعت ( چون انبيا و معصومين - عليهمالسّلام - ) با مجاهدات و راهنمايى آن بزرگواران پاكيزه نمايد تا مشكلى سر راه فهم جملههاى فوق و بقيّهى اين دعا و كلمات الهى و معصومين - عليهمالسّلام - نماند . با اين مقدّمه گمان نمىشود جاى شكّ و ترديدى نسبت به معناى فوق براى خوانندهى عزيز مانده باشد .
( 543 )
« يا مَوْصُوفاً لا يَبْلُغُ بِكَيْنُونَتِهِ مَوْصُوفٌ وَ لا حَدٌّ مَحْدُودٌ . » « 1 »
اى ستوده شدهاى كه هيچ توصيف شدهاى و يا حدّ و مرز مشخّصى به هستى و وجود او نمىرسد !
عجز مخلوق از توصيف خالق
جملههاى فوق در واقع همان بيان آيهى شريفه است كه خداوند مىفرمايد :
سُبْحانَ اللَّهِ عَمَّا يَصِفُونَ إِلَّا عِبادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِينَ
« 2 »
هامش
( 1 ) . اقبال الاعمال ، ص 211 .
( 2 ) . سورهى صافّات ، آيات 159 و 160 .