پيامدهاى سوء توجّه به غير حقّ سبحانه
از اين فراز دعا كه در ادامهى فراز گذشته آمده ، برمىآيد كه اگر خداوند متعال انسان را به خود واگذار كند ، توجّه به غير او خواهد كرد و قلبش ثبوت بر طاعت الهى را از دست خواهد داد . از اين رو ، ناچار بايد منزلت عصمت را از حق سبحانه درخواست نمود و از او سبحانه خواست كه كارى كند كه انسان تنها چشم به او دوخته و چيزى سبب توجه او به غير حق سبحانه نگردد تا در اثر آن ، احتياج به عفو الهى نسبت به لغزشهايش را از خداوند تقاضا نمايد و بگويد : « نَجِّنِى مِنَ النّارِ بِعَفْوِكَ . » ؛ زيرا واگذار شدن به خويش ، سبب از دست دادن توجّه به حضرت حقّ سبحانه خواهد شد و رفته رفته اسارت نفس ، انسان را از طاعت باز داشته و او را به جهنّم خواهد كشيد و در واقع ، تقاضاى رهايى از اسارت نفس است . جملههاى بعد اين دعا نيز به همين مضمون است و شايسته است خوانندگان آنها را نيز ملاحظه نمايند .
( 337 )
« أَللَّهُمَّ ! . . . وَ فِى نَفْسِى فَذَلِّلْنِى ، وَ فِى أَعْيُنِ النّاسِ فَعَظِّمْنِى ، وَ إِلَيْكَ يا رَبِّ ! فَحَبِّبْنِى ، وَ فِى صالِحِ الْأَعْمالِ فَقَوِّنِى . » « 1 »
خداوندا ! . . . و مرا نزد خويش خوار و در چشم مردم بزرگ جلوه ده و اى پروردگار من ! مرا نسبت به خود محبوب گردان و در انجام اعمال شايسته ، تقويت فرما .
رمز نجات انسان
ذكر اين جمله در پى تقاضاهاى گذشته ، براى آن است كه به خواننده گوشزد نمايند كه درخواستهاى گذشته ، حوايج مهمّ و بزرگ و تقاضاى آنها در ماه صيام به جا است و
هامش
( 1 ) . اقبال الاعمال ، ص 161 .