و بسيار مىگريست و در ادامه به راوى مىفرمود :
« إِنَّ يُونُسَ بْنَ مَتّى وَكَلَهُ اللَّه - عَزَّوَجَلَّ - إِلى نَفْسِهِ أَقَلَّ مِنْ طَرْفَةِ عَيْنٍ ، فَأَحْدَثَ ذلِكَ الظَّنَّ . »
همانا خداوند - عَزَّوَجَلَّ - يونس پسر مَتّى را به اندازهى كمتر از چشم بر هم زدن به نفس خود واگذار نمود و در نتيجه آن گمان از او سر زد .
راوى مىگويد : عرض كردم :
« فَبَلَغَ بِهِ كُفْراً ؟ أَصْلَحَكَ اللَّهُ ! »
آيا آن گمان موجب كفر او شد ؟ خداوند امر شما را اصلاح گرداند !
حضرت فرمود :
« لا ، وَ لكِنَّ الْمَوْتَ عَلى تِلْكَ الْحالِ هَلاكٌ . » « 1 »
خير ، ليكن مرگ بر اين حالت [ براى پيامبرى همانند آن بزرگوار - عليهالسّلام - ] هلاكت و نابودى است .
( 336 )
« وَ لا تُحْوِجْنِى إِلى أَحَدٍ مِنْ خَلْقِكَ ، وَ ثَبِّتْ [ أَثْبِتْ ] قَلْبِى عَلى طاعَتِكَ . أَللَّهُمَّ أعْصِمْنِى بِحَبْلِكَ ، وَارْزُقْنِى مِنْ فَضْلِكَ ، وَ نَجِّنِى مِنَ النّارِ بِعَفْوِكَ . » « 2 »
و مرا به هيچ يك از آفريدههايت نيازمند مفرما و دلم را بر طاعتت استوار گردان . خداوندا ! به واسطهى چنگ زدن بر ريسمان خود ، مرا نگاه دار و از فضل خويش به من روزى ده و به واسطهى گذشتت ، مرا از آتش [ جهنّم ] نجات بخش .
هامش
( 1 ) . بحارالانوار ، ج 14 ، ص 387 ، حديث 6 .
( 2 ) . اقبال الاعمال ، ص 160 .