راه رسيدن به آرامش مطلق
جملهى فوق ، تتميم جملهى گذشته است به اين معنا كه : تا عمل صالح مقبول و پاكيزه و مرضىّ الهى براى بندهاى حاصل نشده و از پراكندگى خلاصى نيافته و از فطرت توحيديش بىخبر است ، مطلوب خويش را هر روز امرى و چيزى گمان مىكند و طلب آرامش از آن دارد ، حال اين كه آرامش ، جز به ياد او سبحانه و آگاهى يافتن از فطرت خويش امكان ندارد . خداوند مىفرمايد :
الَّذِينَ آمَنُوا وَ تَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِكْرِ اللَّهِ أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ
« 1 »
آنان كه ايمان آورده و دلهايشان به ياد خدا آرام مىگيرد ، آگاه باشيد كه دلها تنها به ياد خدا آرام مىگيرد .
و اين جاست كه از پراكندگى نجات پيدا خواهد كرد .
( 495 )
« وَ تَرُدُّ بِهِ إِلْفِى . » « 2 »
و الفت و آشنايى مرا به وسيلهى آن برگردانى .
عمل صالح ؛ احياگر الفت ازلى
بشر به اعتبار
وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ كُلَّها
« 3 » ؛ ( و تمام نامها [ و كمالات خود ] را به حضرت آدم [ - عليهالسّلام - ] آموخت . ) و نيز :
وَ نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي
« 4 » ؛ ( و از روح خويش در او دميدم . ) و حمل عرض امانت
وَ حَمَلَهَا الْإِنْسانُ
« 5 » ؛ ( ولى انسان آن [ امانتِ ولايت ] را حمل نمود . ) و
بَلى شَهِدْنا
« 6 » ؛ ( بله ، گواهى مىدهيم . ) گفتن به
وَ أَشْهَدَهُمْ عَلى أَنْفُسِهِمْ أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ
« 7 » ؛ ( و آنان را بر خودشان گواهى گرفت كه آيا من پروردگار شما نيستم ؟ ! ) و استوار
هامش
( 1 ) . سورهى رعد ، آيهى 28 .
( 2 ) . اقبال الاعمال ، ص 189 .
( 3 ) . سورهى بقره ، آيهى 31 .
( 4 ) . سورهى حجر ، آيهى 29 .
( 5 ) . سورهى احزاب ، آيهى 72 .
( 6 ) . سورهى اعراف ، آيهى 172 .
( 7 ) . سورهى اعراف ، آيهى 172 .