وسوسهى آن كه در دل مىگردد ] ، به آنها مىرسد ، متذكر شده و ناگهان بينا [ دل ] مىگردند .
- وَ مَنْ يَعْشُ عَنْ ذِكْرِ الرَّحْمنِ نُقَيِّضْ لَهُ شَيْطاناً فَهُوَ لَهُ قَرِينٌ
« 1 »
و هر كس از ياد خداوند بسيار مهربان و رحمت گستر ، كور [ دل ] گردد ، شيطانى را براى او مىگماريم تا همراه او گردد .
و به شيطان مىفرمايد :
- إِنَّ عِبادِي لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطانٌ إِلَّا مَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْغاوِينَ
« 2 »
به راستى تو ، هيچ تسلّطى بر آنان [ بندگانم ] نخواهى داشت ، مگر گمراهانى كه از تو پيروى نمايند .
و در مقام نقل قول ابليس مىفرمايد :
- قالَ فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ إِلَّا عِبادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ
« 3 »
گفت : پس به عزّتت سوگند ، مسلّماً همهى آنان را گمراه خواهم نمود ، مگر بندگان پاك [ به تمام وجود ] تو از ميان آنها .
- إِنَّهُ لَيْسَ لَهُ سُلْطانٌ عَلَى الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَلى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ
« 4 »
مسلّماً او ، هيچ تسلّطى بر كسانى كه ايمان آورده و بر پروردگارشان توكّل مىنمايند ، نخواهد داشت .
از آيات فوق به ، خوبى روشن مىشود خداوند ، چه كسانى را بر دشمن خود يارى مىفرمايد و چه كسانى از اين نصرت محرومند .
نيز ممكن است مراد از نصرتِ بر دشمن ، پيروزى بر دشمنهاى ظاهرى اعتقادى اراده شده باشد ؛ زيرا اسلام و مسلمانان از ابتدا با وجود همهى مظلوميّتهايى كه معصومين - عليهمالسّلام - و علماى عامل و صاحب معنويّت و اهل ايمان گرفتار آن بودهاند ، بر دشمنان خود غالب آمده و گسترش آن روز به روز زياده گرديده و مىگردد
هامش
( 1 ) . سورهى زخرف ، آيهى 36 .
( 2 ) . سورهى حجر ، آيهى 42 .
( 3 ) . سورهى ص ، آيات 82 و 83 .
( 4 ) . سورهى نحل ، آيهى 99 .