مفهوم قرار گرفتن در جوار الهى
همهى انسانها ، بلكه همهى موجودات ، به حساب احاطهى پروردگار بر آنها ، در جوار الهى مىباشند و البته فرق است ميان كسى كه خدا را با ديدهى دل مىبيند و آن كس كه نمىبيند . بنابراين ، تقاضاى اين فراز براى آن است كه خواننده ، با ديدهى دل خدا را ببيند و از انواع روزىهاى « مِنْ حَيْثُ نَحْتَسِبُ وَ مِنْ حَيْثُ لا نَحْتَسِبُ » - كه در فراز گذشته بدان اشاره شده بود - بهرهمند گردد و به تمام معنا او سبحانه را مورد نظر قرار دهد و نيز از تمامى خطرات ، اعمّ از « مِنْ حَيْثُ نَحْتَفِظُ وَ مِنْ حَيْثُ لا نَحْتَفِظُ » مصون بماند و اگر امر نامطلوبى براى او پيش آمد ، آن را از خداوند متعال بداند و اظهار ناراحتى ننمايد .
دو جملهى « عَزَّ جارُكَ ، وَ جَلَّ ثَنآؤُكَ » در ادامهى جملهى « وَاجْعَلْنا فى جِوارِكَ وَ حِرْزِكَ » براى آن است كه خواننده گمان نكند خداوند از موجودات كنار است . نيز به اعتبار اين كه درخواست در آغاز از خداوند خواسته شده : « وَاجْعَلْنا . . . » و خداوند سبحان همه كاره به حساب آمده ، در پايان اين فراز « لا إِلهَ غَيْرُكَ » آمده است تا خواننده در مسألت خويش ، به توحيد فعلى نظر داشته باشد ، وَاللَّهُ يَعْلَمُ .
لزوم درخواست ، با وجود تقدير الهى
ممكن است در اين جا براى خواننده اين پرسش پيش آيد كه اگر تقديرات الهى ، نسبت به امور ظاهرى و معنوى انسانها معيّن و مشخّص است ، اين درخواستها چه معنى دارد ؟
پاسخ اين است كه اوّلًا : تقديرات الهى تا به مرحلهى قضا نرسد و پياده نگردد ، قابل محو و اثبات است ؛ چنان كه مىفرمايد :
يَمْحُوا اللَّهُ ما يَشاءُ وَ يُثْبِتُ وَ عِنْدَهُ أُمُّ الْكِتابِ
« 1 »
خداوند هرچه را بخواهد محو و يا اثبات مىفرمايد و كتاب مادر نزد او است .
هامش
( 1 ) . سورهى رعد ، آيهى 39 .