و مقصود از طهارت جسد : « طَهِّرْ جَسَدِى » ، طهارت از قذارات ظاهرى ، يا پاكيزگى از حَدَث اصغر و اكبر ، و يا طهارت از آلودگى به گناه است .
پاكيزگى عمل
منظور از پاكيزگى عمل « زَكِّ عَمَلِى » ، يا طهارت از ريا است ، يا از شرك ، يا از سُمعه و غرور و غير آن و اگر همهى اينها هم مورد نظر باشد ، هيچ اشكالى پيش نمىآيد .
منظور از پذيرش سعى و كوشش بنده
پذيرش سعى بنده از طرف حقّ سبحانه در هر امر : « وَ اقْبَلْ سَعْيِى » جز در سايهى اخلاص و تنها او را در نظر داشتن ، نمىتواند امكانپذير باشد .
خير دانستن بنده ، آن چه را كه نزد خدا است
مراد از خير دانستن بنده آن چه را كه خداوند سبحانه براى او خواسته و مقدّر نموده : « وَ اجْعَلْ ما عِنْدَكَ خَيْراً لِى . » ، يا مقدّرات ظاهرى است ، و يا بستگى به كمالات انسانى و تجليّات الهى ، و يا چشم دوختن به نعمتهاى اخروى و معنوى است .
( 33 )
« سَيِّدِى ! أَنَا مِنْ حُبِّكَ جائِعٌ لا أَشْبَعُ ، أَنَا مِنْ حُبِّكَ ظَمْآنٌ لا أَرْوى ، وا شَوْقاهُ إِلى مَنْ يَرانِى وَ لا أَراهُ ! يا حَبِيبَ مَنْ تَحَبَّبَ إِلَيْهِ ! يا قُرَّةَ عَيْنِ مَنْ لاذَ بِهِ وَ انْقَطَعَ إِلَيْهِ ! قَدْ تَرى وَحْدَتِى مِنَ الْآدَمِيِّينَ وَ وَحْشَتِى . » « 1 »
سرورم ! من چنان گرسنهى محبّت توام كه هرگز از آن سير نمىشوم ، من چنان تشنهى دوستى توام كه هرگز از آن سيراب نمىگردم . چه قدر
هامش
( 1 ) . اقبال الاعمال ، ص 56 .