گونه ربط اشاره دارد . نيز همهى موجودات در ربط برونى و غير تكوينى كه رفع ما يحتاج خويش را صورتاً از خارج از خود مىطلبند ، در واقع گله و شكوهى خود را به درگاه حقّ سبحانه مىبرند ؛ زيرا هيچ مظهرى خود به خود هيچ چيز ، - حتى مظهريّت - را دارا نيست ، بلكه در واقع او است كه نهايت شكواى هر مخلوق است و جملهى « يا . . .
مُنْتَهى كُلِّ شَكوى . » بدان اشاره دارد .
از اين گذشته ، اگر ملايكه و انسانها و جنيّان و ساير موجودات ذى شعور ، دعاى فوق را به حساب ظاهرى ، گويا گردند ، باز به حساب ربطى است كه در حقيقت با باطن و هستى بخش خود دارند . خداوند سبحان مىفرمايد :
- ما يَكُونُ مِنْ نَجْوى ثَلاثَةٍ إِلَّا هُوَ رابِعُهُمْ
« 1 »
هيچ سخنى نهانى سه نفره نيست ، مگر اين كه خداوند چهارمين آنها است .
- أَ لَمْ يَعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يَعْلَمُ سِرَّهُمْ وَ نَجْواهُمْ وَ أَنَّ اللَّهَ عَلَّامُ الْغُيُوبِ
« 2 »
آيا ندانستند كه خداوند سخن پنهانى آنان را مىداند . به راستى خداوند بر نهانىها بسيار آگاه است .
- إِنَّما أَشْكُوا بَثِّي وَ حُزْنِي إِلَى اللَّهِ
« 3 »
گله و دادخواهى و ناراحتى [ پريشان كنندهى فكر ] و اندوهم را تنها به درگاه خدا مىبرم .
از اين رو ، در جملهى آينده مىفرمايد :
( 314 )
« يا غايَةَ رَغْبَتاه ! » « 4 »
اى منتهاى گرايش و آرزوى من !
هامش
( 1 ) . سورهى مجادله ، آيهى 7 .
( 2 ) . سورهى توبه ، آيهى 78 .
( 3 ) . سورهى يوسف ، آيهى 86 .
( 4 ) . اقبال الاعمال ، ص 152 .