الْخائِفِينَ . . . » ، « إِليْكَ فَرَرْتُ بِنَفسِى » ، « يا مَلْجَأَ الْخآئِفِينَ ! » و « وَلا أَجِدُ . . . الْخائِفونَ » آمده است تا خواننده به علم اليقين يا عين اليقين بيابد كه هيچ نعمت ظاهرى و معنوى را جز به حضرت حقّ سبحانه نمىتوان نسبت داد . قرآن شريف در اين باره مىفرمايد :
- غافِرِ الذَّنْبِ وَ قابِلِ التَّوْبِ شَدِيدِ الْعِقابِ ذِي الطَّوْلِ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ إِلَيْهِ الْمَصِيرُ
« 1 »
[ كه ] گناهبخش و توبهپذير [ و ] سختكيفر [ و ] فراخنعمت است . خدايى جز او نيست . بازگشت به سوى اوست .
- اللَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ
« 2 »
خداست كه هيچ معبودِ [ به حقى ] جز او نيست و زندهى [ پاينده ] است .
و معصوم - عليهمالسّلام - با گفتن اين كلمات ، از حقّ اليقين و شهود خود سخن مىگويد .
معناى لطيف و ظريف و حقيقى جملهى « إِليْكَ فَرَرْتُ بِنَفسِى » آن است كه :
پروردگارا ! چنان خويش را در پيشگاهت از دست دادهام كه هيچ چيز ، حتى نفس خويش را براى خود نمىبينم و اين همان راه يافتن به مقام مخلَصيّت و فناى فعلى و صفتى و اسمى و ذاتى خويش است .
جملهى « يا مَلْجَأَ الْخآئِفِينَ » بيانگر آن است كه كسى كه حضرت حقّ را در كنار خود نمىبيند ، بايد از هر ناملايم دنيوى و اخروى بترسد ، نه آن كس كه او را - با ديدهى دل و نور ايمان - محيط بر خويش مىبيند ؛ زيرا خويش را در كهف حصين مىنگرد و از هيچ ناملايمى باكى ندارد .
جملههاى « وَلا أَجِدُ شافِعاً إِليْكَ إِلّا مَعْرِفَتِى بِأَنَّكَ أَفْضَلُ مَنْ قَصَدَ إِلَيْهِ الْمُقَصِّرونَ ، وَ أَمَلُ [ آمِلُ ] مَنْ لَجَأَ إِلَيْهِ الْخائِفُونَ . » در تتميم بيانات گذشته ، روشن مىكند كه آن چه در تفسير جملههاى گذشته ذكر شد ، گزاف نيست ؛ زيرا تنها شناخت و معرفت او سبحانه
هامش
( 1 ) . سورهى غافر ، آيهى 3 .
( 2 ) . سورهى آل عمران ، آيهى 2 .