حال ، مىتوانند با مجاهدات و تبعيّت از آن بزرگواران - عليهمالسّلام - ، منزلت ابرار و عصمت را به دست آورند .
( 279 )
« وَ تَجْعَلَنِى مِنَ الْمُصَدِّقين بِكتابِكَ ، أَلمُتَمَسِّكينَ بِسُنَّةِ نَبِيِّكَ مُحَمَّدٍ وَ أَهْلِ بَيْتِهِ الطّاهِرِينَ - صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ أَجْمَعينَ - . » « 1 »
و مرا از كسانى كه كتابت را تصديق نموده و به شيوهى زندگى پيامبرت [ حضرت ] محمّد و خاندان پاكيزهاش - صلّى اللَّه عليه و آله اجمعين - چنگ زدهاند ، قرار دهى .
مراد از تصديق قرآن و تمسّك به سنّت
به نظر مىرسد مراد از تصديق كتاب الهى و تمسّك به سنّت نبوىّ تنها اين نيست كه به قرآن و اين كه از جانب حضرت حقّ نازل شده است اقرار كنيم و سنّت نبوى - صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم - را قابل اعتماد بدانيم ؛ بلكه بايد گفتار قرآن را تصديق و به سنّت تمسّك كنيم و آن ، وقتى حاصل مىشود كه عامل به آن دو بوده و در تمام لحظات زندگى سرلوحهى زندگى و راهنماى امور مادّى و معنوى خويش قرار دهيم . در حديث آمده است كه امير مؤمنان على - عليه السّلام - فرمود :
- « إِنَّ هذَا الْقُرْآنَ هُوَ النّاصِحُ الَّذِى لايَغِشُّ ، وَالْهادِى الَّذِى لايُضِلُّ ، وَ الْمُحَدِّثُ الَّذِى لايَكْذِبُ . » « 2 »
بىگمان اين قرآن خيرخواه و پندآموزى است كه هرگز خيانت نمىورزد و راهنمايى است كه هرگز گمراه نمىكند و سخنگويى است كه هرگز دروغ نمىگويد .
هامش
( 1 ) . اقبال الاعمال ، ص 142 .
( 2 ) . فهرست موضوعى غرر و درر ، باب القرآن ، ص 320 .