ويژه آدم ابوالبشر - عليه السّلام - و ذريّهى او - اعمّ از برّ و فاجر و نيكوكار و بدكار - به جهت تكوينى ، بر فطرت توحيد آفريده شده و آموختهى به آن اسمها شدهاند ؛ چنان كه خداوند مىفرمايد :
- فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها لا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ
« 1 »
پس با راستى و استوار ، روى [ و حقيقت ] خويش را به سوى دين برپادار ، همان سرشت خدايى كه همهى مردم را بر آن آفريد ، هيچ كس نمىتواند آفرينش خدا را دگرگون سازد .
- وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ كُلَّها
« 2 »
و همهى نامها [ و كمالات خويش ] را به آدم - عليه السّلام - آموخت .
بر اين اساس ، مقصود از كلمات الهى ، اسمهاى الهى و مراد از برّ و فاجر ، همهى افراد بشر ، اعمّ از نيك و بد مىباشد .
احتمال ديگر در معناى « برّ وَلا فاجِرٌ » اين است كه به همهى ذرّات خلقى - اعمّ از جمالى و جلالى ، مجرّد و مادّى ، دنيايى و اخروى - اشاره دارد ؛ زيرا هيچ يك از آنها از سيطرهى ذات و اسم اعظم الهى خارج نيستند و همه ، كلمات تامّ پروردگارند و وجود و هستى و بقا و دوام و حيات آنها به كلمات و اسمهاى او است . خداوند مىفرمايد :
لَوْ كانَ الْبَحْرُ مِداداً لِكَلِماتِ رَبِّي لَنَفِدَ الْبَحْرُ قَبْلَ أَنْ تَنْفَدَ كَلِماتُ رَبِّي وَ لَوْ جِئْنا بِمِثْلِهِ مَدَداً
« 3 »
اگر دريا براى [ نوشتن ] كلمات پروردگارم مركّب گردد ، قطعاً پيش از آن كه سخنان پروردگارم پايان پذيرد ، دريا تمام مىشود . هر چند درياهايى همانند آن را براى يارى آن بياوريم .
مؤيّد اين احتمال آن است كه « كلمه » به كلامى گفته مىشود كه مُفهِم و رسانندهى معنايى باشد . بر اين اساس ، تمام ذرّات عالم هستى و تمامى حركات و سكون آنها ، بيانگر و مفهم اين معنا است كه خالق ، مدبّر ، عالم ، حكيم ، قادر ، توانايى و حايز تمامى
هامش
( 1 ) . سورهى روم ، آيهى 30 .
( 2 ) . سورهى بقره ، آيهى 31 .
( 3 ) . سورهى كهف ، آيهى 109 .