( 109 )
« وَ يُجِير وَ لا يُجارُ عَلَيْهِ . » « 1 »
و [ همگان ] را در پناه خويش درمى آورد ، و هيچ كس نمىتواند [ كسى را كه از او فرار نموده ] در پناه خويش درآورد .
خداوند پناه دهنده مطلق است
بهترين بيان براى اين جمله و جملهى گذشته ، ابتداى آيهى شريفهى ذيل است كه مىفرمايد :
قُلْ مَنْ بِيَدِهِ مَلَكُوتُ كُلِّ شَيْءٍ وَ هُوَ يُجِيرُ وَ لا يُجارُ عَلَيْهِ
« 2 »
بگو : اگر مىدانيد كيست كه ملكوت [ و باطن و حقيقت ] هر چيز به دست او است و همه را تحت حمايت خود درآورده و پناه مىدهد و هيچ كس نمىتواند [ كسى را كه از او فرار نموده ] در پناه خويش درآورد ؟ !
زيرا همهى اشيا و اسباب و مسببّات در ظهور و بقا و همهى كمالاتشان ، بستگى به عالم ملكوتى خويش دارند كه اسمها و صفات الهى و محيط بر آنها است . به اين اعتبار طعام دهنده و پناه دهنده جز حقّ سبحانه نمىتواند باشد و او است كه طعام داده نمىشود و در پناه كسى و چيزى قرار نمىگيرد .
( 110 )
« وَ يَسْتَغْنِى وَ يُفْتَقَرُ إِلَيْهِ . » « 3 »
و از [ همگان و همه چيز ] بىنياز و مستغنى است و همه به او نيازمندند .
هامش
( 1 ) . اقبال الاعمال ، ص 113 .
( 2 ) . سورهى مؤمنون ، آيهى 18 .
( 3 ) . اقبال الاعمال ، ص 113 .