اثر ويژهى تفكّر در آيات قرآن
تفكّر در آيات قرآن ، بشر را از عالم طبيعت تجافى داده و خدا و دار آخرت را تمام مقصد او قرار مىدهد . به همين جهت در ادامه مىفرمايد :
( 104 )
« وَاجْعَلْنِى مِمَّنِ اتَّعَظَ بِبَيانِ مَواعِظِكَ فِيهِ وَ اجْتَنَبَ مَعاصِيَكَ . » « 1 »
و مرا از آنانى بگردان كه به واسطهى بيان اندرزهايت در آن ، پند گرفته ، و از معصيتها دورى نمودهاند .
نياز هميشگى انسان به موعظه
بشر همواره احتياج به موعظه دارد ، تا از غفلت و نافرمانى دست بكشد ؛ زيرا از بنيان عالم خاكى جز فساد و جهل برخاسته نمىشود ، چنان كه مىفرمايد :
أَ تَجْعَلُ فِيها مَنْ يُفْسِدُ فِيها وَ يَسْفِكُ الدِّماءَ
« 2 »
آيا كسى را در آن قرار مىدهى [ و مىآفرينى ] كه تباهى نموده و خونها بريزد ؟ !
و همچنين در حديث آمده است :
« بَناهُمْ بِنْيَةً عَلَى الْجَهْلِ . » « 3 »
ساختار مخلوقات را بر جهل و نادانى بنيان نهاد .
( 105 )
« وَ لا تَطْبَعْ عِنْدَ قِرائَتِى كِتابَكَ عَلى قَلْبِى وَ لا عَلى سَمْعى ، وَ لَا تَجْعَلْ عَلى بَصَرى غِشاوَةً . » « 4 »
و هنگام خواندن كتابت [ قرآن ] بر دل و گوشم مهر و بر ديدهام پرده مَنه .
هامش
( 1 ) . اقبال الاعمال ، ص 110 .
( 2 ) . سورهى بقره ، آيهى 31 .
( 3 ) . بحارالانوار ، ج 3 ، ص 15 ، حديث 2 .
( 4 ) . اقبال الاعمال ، ص 110 .