( 81 )
« يا كَرِيمَ الْعَفْوِ وَ [ ذَا ] الْعَدْلِ أَنْتَ الَّذِى مَلَأَ كُلَّ شَىْءٍ عَدْلُهُ . » « 1 »
اى خداى داراى گذشت بزرگوارانه ، و دادگرى كه عدالت و دادگرىات هر چيز را پر كرده [ و بر همه چيز گسترده است ] !
چگونگى برخوردارى و آكندگى همهى اشيا از عدل الهى
براى درك معناى جملهى « مَلَأَ كُلَّ شَىْءٍ عَدْلُهُ » و تعقّل و تصوّر اين كه عدل الهى همهى اشيا را پر كرده است تمثيلى ذكر مىشود . اگر يكى از ساختههاى دست بشر ، حتّى فاقد يكى از اجزاى لازم آن باشد ، آن چيز به گونهاى كه بايد يا اصلًا كار نمىكند . پس چگونه امكانپذير است كه اجزاى خلقت - اعمّ از موجودات مادّى و مجرّد - بر عدل نباشد و جهان وجود داشته باشد ؟ ! بنابراين ، نه تنها اصل آفرينش هر چيز ، بلكه تمام آن چه در بقا و دوام هر آفريده در هر لحظه در نظر گرفته شده ، بر عدل و داد استوار است ، تا بتواند وجود خود را حفظ كند ، « تو خود حديث مفصّل بخوان از اين مجمل » ؛ بلكه اين فراز از دعا بيانگر آن است كه : هر چه در اين جهان به هر آفريده ، به خصوص انسان مىرسد - اعمّ از مقدّرات و ارزاق ظاهرى و معنوى - همه به عدل است و هر چه نرسيده و نمىرسد ، باز به عدل است . همچنين در جهان ديگر همهى امور ، اعمّ از بهشت رفتن و حتّى به جهنّم رفتن به عدل مىباشد . فتأمّل جَيِّداً .
( 82 )
« أَسْأَلُكَ يا مُعْتَمَدِى عِنْدَ كُلِّ كُرْبَةٍ ، وَ غِياثِى عِنْدَ كُلِّ شِدَّةٍ ، بِهذِهِ الْأَسْماءِ ، أَماناً مِنْ عُقُوباتِ الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ . » « 2 »
هامش
( 1 ) . اقبال الاعمال ، ص 81 .
( 2 ) . همان .