خواست ساكت شوند تا با آنها صحبت كند ، هرچه گفت ساكت نشدند بعد به آنها فرمود : « . . . قد ملات بطونكم منالحرام . . . » « 1 » ؛ شكمهايتان از حرام پرشده و دلها سياه و تاريك شده است .
آيهاى كه الآن خواندم به خوبى دلالت مىكند كه اگر دل سياه باشد ، نه اينكه اثر نمىگذارد ، بلكه بدتر مىشود .
بر سيه دل چه سود خواندن وعظ * نرود ميخ آهنين در سنگ
« اذا تُتْلي عَلَيْهِ آياتُنا قالَ اساطيرُ الْاوَّلينَ » ( قلم / 15 ) . اين در حالى است كه قرآن نور است ، اساطير نيست ، واقعيت دارد ، و هدايت است ، اما تو نمىتوانى واقعيتش را درك كنى . قرآن « هديللمتقين » است ، جاذبهء پيغمبر « هديللمتقين » است ، كتابهاى اخلاقى ، معلمهاى اخلاق همه و همه « هديللمتقين » هستند ، و پروردگار عالم هم باقى است و هادى براى افرادى كه باتقوا باشند .
با حساب و انديشه ، بگوييد ، بشنويد و فكر كنيد
تقاضا دارم حساب و كتاب داشته باشيد ؛ زبان شما حساب و كتاب داشته باشد ، چشم شما و دل شما حساب و كتاب داشته باشد . هر فكرى را به مغزتان راه ندهيد . اول فكر كنيد ، بعد آن فكر را به دل وارد كنيد ، اول فكر كنيد بعد بگوييد .
غيبت گناهش بزرگ است . حالا گناه كه بزرگ است عقابش بزرگ است ، اما آن كه الآن مىخواهم بگويم اين است اثر وضعى آنهم بزرگ است ، يك غيبت ممكن است كه يكباره انسان را از آن بالاى بالا بكشاند به « دركالأسفل » و سقوط بدهد ، چه سقوطى ! يك تهمت ، يك شايعه ، يك دروغ و بالاخره يك حرف بىفكر موجب سقوط
هامش
( 1 ) - بحار ، ج 45 ، ص 8 ، به نقل از مناقب ؛ نفسالمهموم ، به ترجمة مرحوم شعرانى ، ص 125 .