برايشان يك امر عادى شود ، يعنى هميشه و هميشه خود را در محضر مبدأ اعلى ديده ، او چيزى يا كسى نيست ، جز خدا . لذا در اين جزء دستورالعمل ، اول زمينه چينى مىكند و مىفرمايد : « رَبُّ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ لَاالَهَ الَّاهُوَ » ؛ آنكه پروردگار جهانيان است ، آن كه مؤثرى در اين جهان به جز او نيست ، « فَاتَّخِذُهُوَكيلًا » ؛ او را در كارها وكيل و پشتوانه خودت قرار بده . اگر خدا وكيل انسان باشد ، اگر خدا پناه انسان باشد ، انسان مىتواند اين راه خطرناك را بپيمايد و به عبارت ديگر در كارها موفق شود ، و از جمله در سير و سلوكش .
خدا نداشتن يعنى دلهره و اضطراب
اگر كسى در اين دنيا خدا را نداشته باشد در همان قدم اول مىماند . ضعف عصب ، دلهره و اضطراب خاطر ، نگرانى و غم و غصه از همينجا پيدا مىشود . آن كه خدا را دارد غم و غصه ، دلهره ، اضطرابخاطر و نگرانى ندارد ؛ « الا انَّ اوْلِياءَ اللّهِ لاخَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاهُمْ يَحْزَنُونَ » ( يونس / 62 ) ، آنهم با تأكيد « الا وان » ؛ يعنى آنهايى كه خدا دارند هيچ غم و غصه ندارند ، آنهايى كه خدا دارند ، دلهره ، اضطراب خاطر و نگرانى ندارند .
اگر دلهره و اضطراب خاطر و نگرانى دارى ، بدان خدا را ندارى ؛ « الا انَّ اوْلِياءَ اللّهِ لاخَوْفٌ عَلَيْهِمْ » ، از آينده « وَلاهُمْ يَحْزَنُونَ » ، از گذشته . غم و غصه مال كسى است كه خدا را ندارد ، ضعف عصب مال كسى است كه خدا را ندارد ، ماندن در كارها مال كسى است كه خدا را ندارد ، درماندگى در دنيا مال كسى است كه خدا را ندارد ، چنان كه درماندگى در آخرت نيز مال كسى است كه خدا را ندارد . يك كارى بكنيد كه خدا هميشه در نظر شما باشد . كارى بكنيد كه نه تنها در بنبستها ، بلكه در همه حال