تناسب و ملايمتى ندارد اقتضاب مسلك و مرام اهل جاهليّت همچون امرء القيس و زهير بن ابى سلمى و طرفة بن العبد و عنتره و كسانى كه تالى تلو ايشان محسوب مىشدند يعنى مخضرين بوده .
مخضرين ( با خاء و ضاد نقطهدار ) يعنى گسانيكه هم عصر جاهليّت و هم دوران اسلام را درك كردهاند مانند لبيد و حسان بن ثابت و كعب بن زهير .
زمخشرى در اساس اللّغه مىگويد :
ناقه مخضرمه يعنى ناقهاى كه نيمى از گوشش قطع شده و از همين باب است كلمه مخضرم يعنى كسانى كه دوران جاهليّت و عصر اسلام را درك كردهاند چه آنكه گويا عمر ايشان به دو نصف شده است .
مثال
مثال اقتضاب همچون قول شاعر يعنى ابو تمام طائى :
لو رأى اللّه انّ فى الشيب خيرا * جاورته الابرار فى الخلد شيبا
كلّ يوم تبدى صروف اللّيالى * خلقا من ابى سعيد غريبا
يعنى : اگر خداوند مىدانست كه در پيرى خير و خوبى است البتّه نيكان در بهشت با پيرى مجاور مىشدند و در هرروزى حوادث روزگار طبيعتهاى تازهاى را از ابى سعيد ظاهر مىكند كه كسى پيش از او اين طبيعتها را از احدى نديده است .
كلمه [ شيب ] جمع [ شيب ] بوده و آن حال است از [ ابرار ] .
شاهد در اينستكه ابو تمام پس از سرودن بيت اوّل كه افتتاح كلام است از آن به بيت دوّم منتقل شده كه معناى آن هيچ تناسبى با افتتاح