شده و اطرافش صحبت كردهاند جهتش اينستكه ابتداء كلام اوّل لفظى است كه به گوش سامع مىخورد و لذا اگر عذب و حسن السبك و صحيح المعنا باشد سامع روى بكلام آورده و به تمام آن گوش فرامىدهد و در غير اين صورت از آن اغراض كرده و روى برمىگرداند اگرچه باقى كلام در نهايت حسن باشدا مثال ابتداء حسن در مقام ياد آوردن دوستان و منازل هم چون قول شاعر يعنى امرء القيس كه در مطلع قصيدهاى چنين گفته :
قفانبك من ذكرى حبيب و منزل * بسقط اللّوى بين الدّخول فحول
يعنى بايست تا بخاطر ياد آوردن دوست و منزلى كه در آخر شدن ريگ كج پيچيده شدهاى است و در ميان دخول و حومل قرار گرفته گريه كنيم .
كلمه [ سقط ] آخر ريگ را كه باريك و نازك است گويند و [ لوى ] ريگ كج و پيچيده را خوانند و [ دخول ] و [ حومل ] نام دو مكانى است يعنى خانهاى كه بين اجزاء دخول و حومل قرار گرفته بود .
و مانند قول اشجع سلمى در توصيف دار و خانه :
قصر عليه تحيّه و سلام * خلعت عليه جمالها الايّام
يعنى : آن عمارت قصرى است كه درود و سلام بر آن باد ، روزگار بر آن خلعت زيبايى پوشانده است .
لفظ [ خلعت ] يعنى پوشاند چه آنكه [ خلع عليه ] در لغت يعنى : نزع ثوبه و طرحه عليه ( جامه خود را درآورد و بر او افكند ) .
تنبيه
بر متكلّم و سخنور شايسته و سزاوار است كه در مقام مدح از