اذا لم تستطع شيئا فدعه * و جاوزه الى ما تستطيع
صنعت ارصاد
شارح گويد :
و از جمله وجوه معنوى صنعت ارصاد مىباشد .
كلمه [ ارصاد ] در لغت عبارتست از نصب جاسوس در راه .
بعضى از ادباء آن را بنام [ تسهيم ] ناميدهاند ، در لغت گفته مىشود :
برد مسهم يعنى جامه و پارچهاى كه در آن خط هاى مستوى باشد .
تعريف ارصاد : ارصاد عبارتست از اينكه پيش از آخر از فقره يا قبل از پايان يافتن بيت كلمهاى آورند كه بر آخر دلالت نمايد مشروط به اينكه [ روى ] معلوم و شناخته شده باشد .
فقره در نثر بمنزله بيت است از نظم و شعر ، بنابراين قول حريرى در مقامات يعنى :
و هو يطبع الاسجاع بجواهر لفظه ، فقره محسوب شده و عبارت بعدش يعنى :
و يقرع الاسماع بزواجر وعظه ، فقره ديگر به حساب مىآيد .
كلمه [ فقره ] در اصل به معناى زر و زيورى است كه به شكل ستون فقرات آن را ريخته و درست مىكنند .
ضمير مجرورى در [ ما يدل عليه ] به عجز راجع است و عجز عبارت است از آخر كلمه از فقره يا بيت .