بنا به گفته مصنّف تحقّق و حصول اسجاع مبتنى است براينكه اعجاز ساكن قرائت شوند .
مقصود از [ اعجاز ] بفتح همزه اواخر فواصل قرائن بوده و سرّ اين گفته مصنّف آنست كه :
تواطؤ و تزاوج در تمام صور تنها با وقف و سكون اواخر فواصل حاصل مىشود مانند قول اهل لسان كه مىگويند :
ما ابعد ما فات و اقرب ما هو آت ( چقدر دور و با فاصله است آنچه از دست رفته و چقدر نزديك است آنچه خواهد آمد ) .
در اينمثال حصول سجع موقوف است براينكه [ تاء ] از [ مافات ] و [ هو آت ] را ساكن نمائيم زيرا اگر اعتبار و لحاظ سكون در اين دو نشود سجع فوت مىشود بخاطر آنكه [ تاء ] از [ فات ] مفتوح بوده و از [ آت ] تنوين كسر دارد و پرواضح است اگر عبارت مذكور با اين هيئت قرائت گردد سجع منتفى است .
گفتارى ديگر از برخى ادباء
برخى از ادباء گفتهاند :
در قرآن اطلاق سجع معمول نيست بلكه بجاى اسجاع فواصل گفته مىشود .
شارح گويد :
امّا اينكه اطلاق [ اسجاع ] در قرآن معمول نيست جهتش آن استكه :
رعايت ادب و تعظيم قرآن اقتضاء مىكند كه اين اطلاق صورت