شارح گويد :
كلمه [ سجعه ] در موضع مصدر يعنى مفعول مطلق واقع شده و تقدير كلام :
جعل كلّ من شطرى البيت مسجوعا سجعه مىباشد .
و بايد توجّه داشت كه اينكلمه مفعول دوّم براى [ جعل ] نميباشد زيرا نفس [ شطر ] سجع نميباشد بلكه سجع در آن قرار دارد .
سئوال و جواب
بفرض پذيرفتيم [ سجعة ] مفعول دوّم براى [ جعل ] باشد اين اشكالى ندارد و التزام به آن مضرّ نيست زيرا بنابراين فرض به مجموع [ شطر ] اطلاق سجع شده و پرواضح است كه اطلاق اسم جزء بر كلّ است كه آن اطلاقى شايع و رائج مىباشد پس نبايد بتاتا و بطور حتم مفعول دوّم بودن [ سجعة ] براى [ جعل ] را انكار نمود .
شارح در جواب اينمقاله را پذيرفته و مىگويد :
بلى صحيح است لذا ميتوان گفت :
يا اطلاق [ سجعة ] به معناى خودش بوده نه آنكه بجاى مصدر و به معناى آن آمده باشد و اين اطلاق ، اطلاق مجازى و از باب تسميه كلّ باسم جزئش مىباشد .
و بهرصورت مثال تشطير همچون قول ابو تمام طائى است در مدح معتصم :
تدبير معتصم باللّه منتقم * للّه مرتغب فى اللّه مرتقب
يعنى : اين فتح شهرها رهين تدبير معتصم باللّه است ، به