و نيز مانند قول شاعر :
ما احسن الدّين و الدّنيا اذا اجتمعا * و اقبح الكفر و الافلاس بالرّجل
و مثل فرموده حقتعالى :
فامّا من اعطى و اتّقى و صدّق بالحسنى ، فسينسّره لليسرى و امّا من بخل و استغنى و كذّب بالحسنى ، فسينسّره للعسرى .
و منظور از [ استغنى ] در آيه شريفه اينستكه شخص در آنچه نزد حقتعالى است بىرغبت شد گويا از آن بىنياز گرديد در نتيجه تقوى اختيار نكرد .
يا مراد اينستكه شخص بواسطه شهوات و ميول دنيوى از نعم بهشتى بىنياز جست پس تقوى اختيار نكرد .
مقصود از توافق
شارح گويد :
بگفته مصنّف مراد از توافق معنائى است خلاف تقابل فلذا در آن شرط نيست كه دو معناى متوافق متناسب يا متماثل باشند و بهرصورت گفته شد مقابله در طباق داخل است و مقابله آنست كه ابتداء يا دو معناى متوافق و يا بيشتر از آن را ذكر كرده و سپس مقابل آن دو يا مقابل بيش از دوتا را ذكر نمايند .
اكنون مىگوئيم :
مقابله دو معنا با دو معناى ديگر مانند :
فليضحكوا قليلا و ليبكوا كثيرا ( بايد اندك بخندند و بسيار بگريند )