در اين كلام ابتداء از [ ضحك ] و [ قلّت ] نام برده شده كه دو معناى متوافق با هم هستند :
سپس در مقابل ايندو دو معناى مخالف با آنها يعنى [ بكاء ] و [ كثرت ] آورده شده است .
و مقابله سه معنا با سه معناى ديگر همچون قول ابى دلامه :
ما احسن الدّين و الدّنيا اذا اجتمعا * و اقبح الكفر و الافلاس بالرّجل
يعنى : چقدر نيكو است دين و دنيا در وقتى كه با هم جمع شوند و چقدر زشت و ناپسند است بىدينى و فقر در مرد .
در اين بيت شاعر ابتداء [ حسن ] و [ دين ] و [ غناء دنيوى ] را آورده و سپس در مقابل آنها [ قبح ] و [ كفر ] و [ فقر ] را به ترتيب ذكر كرده است .
و مقابله چهار معنا با چهار معناى ديگر مانند :
فامّا من اعطى و اتّقى و صدق بالحسنى ، فسنيسّره لليسرى ، و امّا من بخل و استغنى و كذّب بالحسنى ، فسنيسّره للعسرى .
يعنى : امّا هركسى كه عطاء و احسان نمود و پرهيزكار شد و نيكوئى را تصديق كرد ما هم البتّه كار او را سهل و آسان مىگردانيم و امّا هر كسى كه بخل ورزد و از جهل و غرور خود را از لطف پروردگار بىنياز بداند و نيكوئى را تكذيب كند پس ما نيز البتّه كار او را دشوار خواهيم كرد .
در اين آيات شريفه تقابل بين معانى چهارگانه يعنى :
اعطاء و بخل ، اتقاء و استغناء ، تصديق و تكذيب ، يسر و عسر
ظاهر و روشن است مگر بين [ اتقاء ] و [ استغناء ] لذا مصنّف براى توضيح آن گفته است :