دو لفظ ذكر شدند بملاحظه ظاهرشان موهم و تضاد هستند .
صنعت مقابله
سپس شارح در ذيل [ و دخل فيه ] مىگويد :
ضمير در [ فيه ] به طباق بمعنائى كه قبلا ذكر شد راجع است و حاصل كلام آنكه :
آنچه بنام [ مقابله ] خوانده مىشود در تحت طباق به تفسيرى كه براى آن نقل شد داخل است اگرچه سكّاكى و ديگران آن را قسم عليحده اى از محسّنات معنويّه دانستهاند و بهرصورت مقابله عبارتست از اينكه در معناى متوافق يا بيشترى از آن دو را در كلام آورده سپس معانى مقابل آنها را به ترتيب ذكر كنند و بدين ترتيب مقابله در طباق داخل مىگردد زيرا طباق اجمالا جمع بين دو معناى متقابل مىباشد و بديهى است كه اين تفسير عام بوده و شامل مقابله خواهد شد .
شرح فارسى :
توضيح
قوله : فانّ الرّحمة و ان لم تكن مقابلة للشّدة : حاصل مراد شارح اينستكه :
در اين آيه شريفه بين رحمت و شدّت جمع شده و معلوم است كه رحمت در مقابل شدّت نيست زيرا مقابل رحمت فظاظت بوده و شدّت در مقابل لين مىباشد ولى در عين حال رحمت مسبّب است از لين و همان طورى كه گفته شد لين نيز در مقابل شدّت مىباشد چه آنكه لين در انسان كيفيّت قلبى است كه در شخص مستحق اقتضاى انعطاف دارد زيرا انعطاف