مدح بر مدح شده و كلام اشعار و اشاره دارد باينكه صفت مذمومى يافت نميشود تا بتوان آن را استثناء نمود فلذا به ناچار بايد صفت ممدوح را استثناء كنيم و استثناء را از صورت اتّصال به انقطاع در بياوريم .
شرح فارسى :
توضيح
قوله : فاثبت شيئا منه : ضمير فاعلى در [ اثبت ] به شاعر راجع بوده و در [ منه ] به عيب برمىگردد .
قوله : لانّه كناية عن كمال الشّجاعة : ضمير در [ لانّه ] به كون الفلول من العيب راجع است .
قوله : حتّى يبيض الفار : در برخى از نسخ كلمه [ الفار ] با [ فاء ] ضبط شده به معناى موش چنانچه مطابق اين نسخه عبارت را ترجمه كرديم و در بعضى ديگر از نسخ آن را با [ قاف ] نوشتهاند به معناى [ قير ] و [ زفت ] بنابراين معناى عبارت چنين است :
فلان عمل را انجام نخواهم داد تا قير سفيد شود .
و بديهى است سفيد شدن قير از محالات مىباشد .
قوله : لانّه علّق : ضمير در [ لانّه ] و [ علّق ] به شاعر يعنى نابغه ذبيانى راجع است .
قوله : نقيض المدّعى : مدّعا مدح بوده قهرا نقيض آن اثبات عيب كه نوعى از ذمّ است مىباشد .
قوله : على تقدير السّكوت عنه : ضمير در [ عنه ] به مستثناء راجع است .
قوله : فذكر اداته : يعنى ادات استثناء مانند كلمه [ غير ]
توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى) — صفحة 146
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٤٦