و لا عيب فيهم غير ان سيوفهم * بهنّ فلول من قراع الكتائب
يعنى : در اين لشگر نعمان هيچ عيبى وجود ندارد به جز اينكه شمشيرهايشان بخاطر اصابت نمودن و برخورد كردن به لشگريان دشمن كند بوده و در آنها آثار شكستگى ايجاد شده است .
كلمه [ فلول ] جمع [ فلّ ] بوده يعنى شكستگى در تيزى شمشير و بعبارت ديگر كند شدن شمشير را گويند و مقصود از [ قراع الكتائب ] زدن بلشگريان دشمن مىباشد .
و تقدير آن اينستكه :
ان كان فلول السّيف من القرع عيبا ( يعنى بر فرضى كه كند شدن شمشير بخاطر زدن به لشگر دشمن عيب باشد ) .
شاهد در اينستكه شاعر لشگريان نعمان را مدحى شبيه به ذمّ نموده چه آنكه مبلغ و مقدارى از عيب را بفرضى كه كند شدن شمشير در اثر اصابت و خوردن بلشگريان دشمن عيب باشد در حقّ ايشان اثبات نموده است .
البتّه بايد توجّه داشت كه تقدير مذكور يعنى اينكه كند شدن شمشير عيب باشد محال و ممتنع است زيرا اين معنا كنايه از كمال شجاعت بوده كه از صفات ممدوح است نه مذموم پس مىتوان گفت اثبات عيب بنا براين فرض و تقدير در معنا از قبيل تعليق معنا بامر محال و ممتنع مىباشد و پرواضح است كه معلّق بر امر محال نيز محال مىباشد پس ثبوت عيب براى لشگريان نعمان امر محال و ممتنعى مىباشد .
و مثال تعليق معنا بر امر محال غير از آنچه در اين بيت آمده نظير آنست كه مىگوئيم :