تأكيد است از اينرو قسم اول افضل و برتر از اينقسم به حساب مىآيد .
قسم دوم
شارح گويد :
قسم دوّم از تأكيد مدحى كه به ذم شبيه است آنست كه صفت ممدوحى را براى چيزى ثابت نموده و سپس بدنبالش ادات استثنائى را آورده كه پهلوى آن صفت ممدوح ديگرى براى آن شئ واقع باشد مانند :
انا افصح العرب بيد انّى من قريش ( من فصيحترين عرب بوده الّا اينكه از قريش هستم ) .
كلمه [ بيد ] به معناى [ غير ] بوده و از ادات استثناء به حساب مىآيد .
شاهد در اينستكه افصح العرب بودن صفت ممدوحى است كه براى [ انا ] اثبات شده و بدنبال آن [ بيد ] كه از ادات استثناء است آمده و پهلوى [ بيد ] صفت قريشى بودن ذكر شده كه آن نيز از صفات ممدوحه به حساب مىآيد .
سپس مىگويد :
اصل استثناء در اينقسم نيز آنست كه منقطع باشد همانطورى كه در قسم اوّل چنين بود چه آنكه در هيچيك از ايندو قسم مستثنا در مستثنامنه داخل نيست و شرح آن بطور مشروح و مبسوط گذشت البتّه بايد توجّه داشت اينكه مىگوئيم اصل در استثناء در ايندو قسم آنست كه منقطع باشد با مطلبى كه در محلّش مقرّر است و حضرات گفتهاند : اصل در مستثناء آنست كه متّصل باشد هيچ تنافى ندارد .
توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى) — صفحة 149
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٤٩