تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قواعد صرف و نحو و روش تجزيه و تركيب (فارسى) — صفحة 170

مساهمون:

ص١٧٠
2 - براى طلب تصوّر مىآيد نظير : أزيد قائم ام عمرو . و همچنين براى طلب تصديق نيز مىآيد مثل : أزيد قائم . 3 - همزه استفهام هم بر اثبات داخل شده همچون دو مثال مذكور و هم بر نفى در مىآيد مانند : الم نشرح لك صدرك . 4 - همزه استفهام داراى صدارت است .

معانى ديگر براى همزه

گاهى همزه از استفهام حقيقى خارج شده و به هشت معناى ديگر مىآيد : 1 - تسويه و آن عبارتست از همزه‌اى كه بر سر جمله‌اى در مىآيد كه در محلّ مصدر مىباشد مانند : سواء عليهم ءانذرتهم ام لم تنذرهم . 2 - انكار ابطالى ، مقتضاى اين همزه آنست كه مابعدش واقع نبوده ومدعى آن مورد كاذب باشد مانند : أفاصفيكم ربكم بالبنين . 3 - انكار توبيخى ، مقتضاى اين همزه آنست كه مابعدش واقع بوده و فاعل آن مورد سرزنش و ملامت باشد مانند : أتعبدون ما تنحتون . 4 - تقرير و معناى آن عبارتست از حمل كردن مخاطب را بر قرار و اعتراف بامرى كه ثبوت يا نفى آن نزدش معلوم و محرز مىباشد مانند : أضربت زيدا . 5 - تهكّم يعنى استهزاء و مسخره نمودن مانند : أصلوتك تأمرك ان تترك ما يعبد آبائنا . 6 - امر مانند : أاسلمتم يعنى اسلموا . 7 - تعجّب مانند : ألم تر الى ربّك كيف مدّ الضلل . 8 - استبطاء يعنى كند و سست تلقى نمودن چيزى مانند : ألم يأن للّذين آمنوا .

« ءآ و ايا »

ايندو حرف براى نداء بوده ، اوّلى براى نداء بعيد و دوّمى براى نداء قريب مىباشند .