تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قواعد صرف و نحو و روش تجزيه و تركيب (فارسى) — صفحة 153

مساهمون:

ص١٥٣
سوّم : در مستثناى مقّدم مانند : ما جائنى الّا زيدا احد . و در مستثناى منفى جايز است آن را منصوب نموده ولى افصح آنست كه در اعراب تابع مستثناء منه باشد مانند : ما جائنى القوم الّا زيد ( برفع زيد ) ، ما رأيت القوم الّا زيدا ( بنصب زيد ) ، ما مررت بالقوم الّا بزيد ( بجرّ زيد ) . و در مستثناى مفرّغ واجب است اعراب مستثناء مانند اعراب مستثناء منه باشد مانند : ما جائنى الّا زيد ، ما رأيت الّا زيدا ، ما مررت الّا بزيد .

2 - اسم مشتغل عنه العامل و حالات آن

اسمى است كه عاملش بحسب ظاهر از آن روى گردانيده و در ضميرى كه به آن راجع است عمل كرده باشد و آن داراى پنج حالت است به اين شرح : 1 - واجب النّصب : و آن در وقتى است كه اسم پهلوى كلمه‌اى قرار گيرد كه فقط بر سر فعل در مىآيد همچون ادات تحضيض مانند : هّلا زيدا اكرمته كه تقدير آن : « هّلا اكرمت زيدا » مىباشد . 2 - واجب الرّفع : بابتدائيت و آن در وقتى است كه اسم پهلوى كلمه‌اى واقع شود كه تنها بر سر اسم در مىآيد همچون اذاء فجائيه مانند : خرجت فاذا زيد يضربه عمرو . 3 - راجح النّصب : و آن در وقتى است كه اسم پهلوى كلمه‌اى قرار گيرد كه غالبا بر سر فعل در مىآيد يا منصوب خواندى اسم سبب مىشود در مقام عطف دو جمله با هم تناسب پيدا كنند : قام زيد و عمرا اكرمته . چه آنكه در صورت نصب « عمر » جمله فعليه شده لاجرم مناسب مىشود كه بجمله فعليّه قبل يعنى « قام زيد » معطوف گردد . 4 - متساوى الحالتين : و آن در وقتى است كه اسم را چه با رفع و چه با نصب بخوانيم
قواعد صرف و نحو و روش تجزيه و تركيب (فارسى) — صفحة 153 | سيد محمد جواد ذهنى تهرانى