و وجه ابتناء استعاره بر چنين تشبيهى آنست كه وقتى مشبّه و ادات تشبيه حذف شده و قرينهاى بر مراد و مقصود اقامه گردد استعاره از مرحله قوّه بفعل مىرسد .
قوله : او غير ذلك : مثل اينكه تشبيه ضمنى باشد همچون : لقيت من زيد اسدا ( ملاقات كردم زيد را كه شير بود ) .
قوله : فلم يأت بالضير : ضمير فاعلى در [ لم يأت ] به مصنّف رجوع مىكند .
قوله : لئلا يعود الى التشبيه المذكور : ضمير در [ يعود ] به ضمير راجع است و مقصود از [ التّشبيه المذكور ] تشبيهى استكه عنوان بحث قرار داده شده .
قوله : الّذى هو اخصّ : زيرا مقصود از تشبيه مذكور در عنوان بحث خصوص تشبيهى است كه استعاره بر آن مبتنى مىباشد .
قوله : و ما يقال انّ المعرفة الخ : اين عبارت اشاره است به جواب سئوالى كه ممكنست طرح شود و شرح آن چنين است :
سئوال و جواب
ذكر اسم فاعل همچون آوردن ضمير بوده و با هم هيچ فرقى ندارند زيرا همانطورى كه اگر ضمير آورده مىشد و مىگفتيم :
هذا باب التّشبيه و هو الدلاله على مشاركه امر الخ .
ضمير [ هو ] به [ تشبيه ] در عنوان بحث رجوع مينمود و بدين ترتيب تعريف مذكور ، تعريف براى خصوص تشبيهى كه استعاره بر آن مبتنى است ( تشبيه اصطلاحى ) قرار داده ميشد عينا
توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى) — صفحة 59
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٥٩