اگر بجاى آن اسم ظاهر آورده و همچون عبارت كتاب بگوئيم :
هذا باب التّشبيه ، التّشبيه الدلالة على مشاركة امر الخ
تعريف براى خصوص تشبيه اصطلاحى مىباشد زيرا اسم معرفه را وقتى اعاده كردند مقصود از آن همان اوّلى بوده و معناى مراد از اوّلى مقصود از دوّمى مىباشد بنابراين توجيه اسم ظاهر آوردن مصنّف به بيانى كه شارح نموده صحيح نيست .
شارح در جواب اين سئوال مىگويد :
اينكه اعاده اسم معرفه دلالت مىكند براينكه معناى مراد از اوّلى مقصود از دوّمى است بطور كلّى صحيح نيست بلكه تنها در برخى از موارد چنين است و آن در جائى استكه قرينهاى بر مغايرت ايندو قائم نباشد امّا با بودن قرينه مزبور ديگر معنا ندارد بگوئيم هر دو بيك معنا هستند و در اينجا قرينه بارز و آشكار بر مغايرت وجود دارد و آن اينستكه مصنّف در عبارت بعدى خود تصريح نموده به اينكه مقصود از تشبيه دوّم غير از اوّل است چه آنكه گفته است :
و المراد هيهنا ما لم تكن على وجه الاستعارة الخ .
قوله : هو مصدر قولك : ضمير [ هو ] به دلالت راجع بوده و تذكير آن باعتبار خبر يعنى [ مصدر ] مىباشد .
قوله : و هذا شامل لمثل الخ : مشاراليه [ هذا ] تعريف لغوى تشبيه مىباشد .
قوله : قاتل زيد عمرا و جائنى زيد و عمرو : وجه شمول تعريف مذكور نسبت بايندو مثال آنست كه در مثال اوّل فعل مقاتله هم براى زيد ثابت بوده و هم براى عمر پس هردو در ثبوت اينفعل
توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى) — صفحة 60
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٦٠