معنا جزء الجزء براى معناى سوّمى باشد لاجرم دلالت آن معنائيكه اين جزء آنست اوضح و روشنتر است از دلالت معناى سوّم كه اين جزء جزء آن مىباشد .
مثلا دلالت حيوان بر جسم از دلالت انسان بر آن واضحتر است همانطورى كه دلالت لفظ [ جدار ] بر تراب واضحتر است از دلالت درب [ بيت ] بر آن .
سؤال
آنچه گفته شد عكس آن صحيح است يعنى دلالت انسان بر جسم از دلالت حيوان بر آن واضحتر است و همچنين دلالت بيت بر تراب از دلالت جدار بر آن روشنتر مىباشد و بطور كلّى دلالت كلّ بر جزء الجزاء از دلالت آن بر جزء واضحتر است عكس تقريرى كه مرقوم شد زيرا فهم جزء بر فهم كلّ سابق مىباشد .
جواب
بلى امر همينطور است ولى مراد و مقصود در اينجا انتقال ذهن به جزء و ملاحظه آن بعد از فهم كلّ مىباشد و بديهى است بسا كل فهميده مىشود بدون اينكه كوچكترين التفات و توجّهى به جزء بشود چنانچه شيخ الرئيس در شفاء به آن اشاره كرده و ميگويد :
جايز است نوع بخاطر خطور نموده و ابدا ذهن به جنس توجّهى ننمايد .
توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى) — صفحة 47
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٤٧