وضع له كثيرا ما يتركون هذا القيد اعتمادا على شهرة ذلك و انسباق الذهن اليه .
ترجمه
مصنّف گويد :
دلالت لفظ يا بر تمام موضوعله بوده و يا بر جزء آن و يا بر خارج از موضوعله مىباشد دلالت اوّل را دلالت وضعيّه نامند و هريك از دو دلالت اخير عقليّه هستند .
و اوّلى را به مطابقه و دوّمى را به تضمّن و سوّمى را به التزام مقيّد مينمايند .
شارح گويد :
چون هردلالتى براى وضوح و خفاء قابليّت ندارد از اينرو مصنّف تصميم گرفت كه به اقسام دلالت اشاره كرده و آنچه در اينجا مقصود است را معيّن نمايد فلذا گفت :
دلالة اللفظ امّا على تمام ما وضع له الخ .
مقصود از [ دلالت لفظ ] دلالت وضعيّه لفظ بر معنا مىباشد .
بيان و شرح
تعريف دلالت : دلالت عبارتست از بودن شيئى بطورى كه از علم به آن علم به چيزى ديگر لازم مىآيد .
شيئ اوّل را دالّ و دوّم را مدلول خوانند .
تقسيم دلالت :
دال اگر لفظ باشد دلالت را لفظيّه و در غير اين صورت آن را غير لفظيّه خوانند نظير دلالت خطوط و عقود و اشارات و نصب .
توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى) — صفحة 12
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٢