وطم زيد بانعامه جميع الانام ( زيد تمام مردم را در درياى نعمتش غوطهور ساخت ) .
اينمثال استعاره بالكنايه بوده و دلالت دارد كه در نفس زيد به دريا تشبيه شده .
و لجّه زيد تتلاطم بالامواج ( درياى زيد بواسطهء امواج متلاطم گرديد ) .
اينمثال نيز استعارهء بالكنايه است .
در اين سه مثال اوضح آنها مثال اوّل بوده و اخفا مثال وسط مىباشد و مثال ايراد معناى واحد بواسطهء تراكيب متعدّد و مختلف از طريق تشبيه نظير اينكه در توصيف زيد بگوئيم :
زيد كالبحر فى السخاء و زيد كالبحر و زيد بحر .
اظهر اين امثله مثال اوّل بوده كه در آن بوجه شبه تصريح شده و اخفاء مثالى است كه ادات تشبيه و وجه شبه با هم حذف شدهاند همچون مثال اخير .
مؤلف گويد :
آنچه در توضيح [ المعنى الواحد ] بيان داشتيم ملخّص و خلاصهاى بود از گفتار دسوقى كه بواسطهء مفيد بودنش در اينجا آورديم .
قوله : قدّمه على البديع : ضمير فاعلى به مصنّف و ضمير مفعولى به علم بيان راجع است .
قوله : للاحتياج اليه فى نفس البلاغه : ضمير در اليه به علم بيان راجع است .
قوله : بالتوابع : يعنى توابع بلاغت چه آنكه بواسطهء علم
توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى) — صفحة 9
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٩