يعنى طلب فعل نمودن بر طريق طلب علو و شمردن نفس خود را عالى و برتر اعم از آنكه در واقع و نفس الامر نيز عالى و برتر بوده يا چنين نباشد .
و دليل براينكه معناى امر طلب فعل على سبيل استعلاء است آن است كه وقتى صيغه امر شنيده مىشود فهم و ادراك به همين معنا متبادر مىگردد و تبادر بفهم از اقوى علامات حقيقت مىباشد .
استعمال صيغه امر در غير طلب استعلائى
و گاهى صيغه امر براى غير معناى طلب على سبيل الاستعلاء استعمال مىشود و آنها عبارتند از :
الف : اباحه مانند : جالس الحسن او ابن سيرين .
كه در اين مثال كلمه [ جالس ] امر بوده و از آن معناى طلب بر سبيل استعلاء اراده نشده بلكه غرض افاده اباحه است از اينرو بر مخاطب جايز و مباح است كه با حسن نشست و برخاست كرده يا با ابن سيرين و يا با هردو چنانچه مىتواند مجالست با هيچكدام نكند .
ب : تهديد : يعنى تخويف و ترساندن و آن اعم از انذار مىباشد زيرا انذار عبارتستت از ابلاغ با تخويف ولى تهديد صرف تخويف مىباشد بدون اخذ معناى ابلاغ در آن پس تهديد اعم و انذار اخص مىباشد .
و در كتاب صحاح اللّغة آمده است :
انذار يعنى تخويف با دعوت .
و بهرتقدير مثال تهديد مانند : اعملوا ما شئتم .