اسميّه بوده و يا فعليّه باشند چنانچه اگر هردو فعليه بودند از حيث ماضى يا مضارع بودن بينشان تناسب باشد يعنى يا هردو ماضى بوده و يا مضارع باشند مگر مانعى در بين ديده شود .
شارح گويد :
بنابراين وقتى اراده كردى كه صرفا اخبار نموده بدون اينكه قصد بيان تجدد در يكى از دو جمله و ثبوت در ديگرى را داشته باشى مى گوئى : قام زيد و قعد عمرو يا زيد قائم و عمرو قاعد .
و سپس در ذيل [ الّا لمانع ] مىافزايد :
مثل اينكه قصد شما اين باشد كه بيان كنى در يكى معناى تجدد بوده و در ديگرى ثبوت كه در اين فرض مىگوئى قام زيد و عمرو قاعد يا اراده نمائى كه بگوئى در يكى معناى گذشته بوده و در ديگرى معناى حال يا استقبال است لذا مىگوئى : زيد قام و عمرو يقعد يا نيّت شما اين باشد كه شرح دهى در يكى معنا بطور مطلق مراد بوده و در ديگرى تقييد به شرط مقصود است مانند فرموده حقتعالى :
و قالوا لو لا انزل عليه ملك و لو انزلنا ملكا لقضى الامر .
يعنى كافران گفتند اگر محمد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم رسول است چرا بر او فرشته نازل نمىشود ، و چنانچه بر او فرشتهاى بفرستيم كار تمام مىشود .
شاهد در دو جمله متعاطف است كه اوّلى مطلق و دوّمى مقيّد به شرط مىباشد .
و از همين قبيل است فرموده حقتعالى :
فاذا جاء اجلهم لا يستأخرون ساعة و لا يستقدمون .
توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى) — صفحة 562
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٥٦٢