بياض است نه بين تصور آنها كه عبارت است از علم به سواد و بياض و همچنين تقارن در خيال صرفا بين نفس صور مىباشد از اينرو لازم است كه كلام مصنف را تأويل برده و بر آنچه سكاكى ذكر كرده است حمل نمائيم يعنى بگوئيم :
مقصود مصنف از [ شيئين ] همان [ جملتين ] بوده و مرادش از [ تصوّر ] مفردى از مفردات دو جمله مىباشد در حالى كه ظاهر عبارت مصنف از چنين حملى آبى است .
سپس شارح گويد :
براى بحث از جامع تفصيل و تحقيق بيشترى بوده كه ما آن را در شرح يعنى كتاب مطول آوردهايم و اين مبحث از مباحثى است كه احدى را نيافتيم در اطراف آن تحقيقى كرده باشد .
شرح فارسى :
توضيح
قوله : ثم ان الجامع الخيالى هو تقارن الصور الخ : اينعبارت اشاره است به اعتراض شارح بر سكاكى كه جامع خيالى را به [ ما يدركه بالخيال ] تفسير و تعريف كرده و حاصل كلام شارح اينست كه :
جامع خيالى عبارتست از تقارن صور اشياء در خيال و پرواضحست كه [ تقارن ] از قبيل معانى است نه صور مرتسمه در خيال و بعبارت ديگر تقارن صور از امورى نيست كه خيال آن را درك كند چه آنكه خيال مدرك صور بوده ولى تقارن از مصاديق صور نيست .
قوله : فان قلت كلام المفتاح الخ : حاصل اعتراض بر سكاكى اينست كه :
توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى) — صفحة 559
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٥٥٩