تخطي إلى المحتوى الرئيسي

توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى) — صفحة 470

مساهمون:

ص٤٧٠
سپس مىگويد : يا ممكن است جمله دوم را بعنوان تأكيد لفظى براى جمله اوّل آورد چنانچه مصنف با كلامش به همين معنا اشاره نموده و گفته است : و مثل [ هدى للمتّقين ] . تقدير اين كلام هو هدى للمتّقين مىباشد . و مقصود از [ متّقين ] كسانى هستند كه گمراه بوده ولى به واسطه ارشادات و هدايتهاى قرآن به تقوى گرائيده‌اند . پس معناى [ ذلك الكتاب ] هدى للمتّقين آنست كه : اين كتاب عزيز و قرآن شريف در هدايت خلق به درجه‌اى رسيده كه كنه و ذاتش را نمىتوان درك نمود . كلمه [ كنه ] يعنى غايت و منتهى اليه شيئى . و سرّ اينكه جمله [ هدى للمتّقين ] را اينطور تفسير نموديم كه قرآن در هدايت متقين به درجه‌اى رسيده كه غايت و كنهش را نمىتوان درك نمود اين است كه : كلمه [ هدى ] در قرآن نكره آمده و تنكير خود بر ابهام و تفخيم و تعظيم شيئ دلالت دارد لذا درباره آن بايد گفت : قرآن از نظر هدايت و ارشاد خلق به حدّى رسيده كه گويا هدايت محض مىباشد فلذا حقتعالى فرموده : هدى للمتّقين و نفرمود : هاد للمتّقين . سپس در تعقيب [ لانّ الكتب السّماويّة بحسبها ] مىگويد : ضمير در [ بحسبها ] به هدايت راجع بوده و كلمه [ حسب ] يعنى قدر و اندازه و اعتبار و حاصل آنكه :