تخطي إلى المحتوى الرئيسي

توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى) — صفحة 444

مساهمون:

ص٤٤٤
متعاطفين در اين دو مثال همچون جمع بين مارمولك و ماهى است كه هيچ ارتباطى بين ايندو وجود ندارد . سپس شارح مىگويد : قول مصنف يعنى [ و نحوه ] اشاره است به اينكه آنچه از حروف عاطفه دلالت بر تشريك دارند همچون [ فاء ] و [ ثمّ ] و [ حتّى ] حكم [ واو ] بر آنها ثابت است . ولى بايد بگوئيم : ذكر اين كلمه يعنى [ و نحوه ] حشو و مفسد مىباشد زيرا حكم مذكور صرفا اختصاص به [ واو ] دارد چه آنكه هريك از [ فاء ] و [ ثمّ ] و [ حتّى ] داراى معنائى غير از تشريك و جمعيت مىباشند لذا هرگاه معانى آنها تحقق يافت عطف حسن داشته اگرچه جهت جامعه بين متعاطفين موجود نباشد بخلاف واو كه بدون وجود جهت جامعه عطف صحيح نيست و بخاطر همين جهت است كه بر ابو تمام شاعر در شعرى كه سروده عيب گرفته شده وى مىگويد :
لا و الذى هو عالم انّ النّوى * صبر و انّ ابا الحسين كريم
در مصراع دوّم عبارت [ انّ ابا الحسين كريم ] را به [ انّ النّوى صبر ] عطف كرده و عاطف را [ واو ] آورده در حالى كه بين تلخى فراق و كرامت ابو الحسين هيچ جهت جامع و قدر مشتركى وجود ندارد لذا اين عطف مقبول نيست اعم از آنكه آن را از قبيل عطف مفرد بر مفرد قرار دهيم چنانچه ظاهرا چنين مىباشد يا به اعتبار اينكه جمله معطوف عليها بجاى دو مفعول [ عالم ] واقع شده كه در نتيجه عطف از سنخ عطف جمله بر جمله فرض شود چه آنكه وجود قدر جامع در هردو صورت شرط و ضرورى است
توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى) — صفحة 444 | سيد محمد جواد ذهنى تهرانى