تخطي إلى المحتوى الرئيسي

توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى) — صفحة 439

مساهمون:

ص٤٣٩
قوله : اى ترك عطفه عليه : ضمير در [ عطفه ] به بعض الجمل و در [ عليه ] به بعض عود مىكند . قوله : فالاولى امّا ان يكون لها محلّ من الاعراب : ادباء فرموده‌اند : و جمله بر دو قسم است . الف : جمله‌اى كه محل از اعراب دارد . ب : جمله‌اى كه محلّى از اعراب ندارد . مقصود از قسم اوّل جمله‌اى است كه بتوان آن را بجاى مفرد قرار داد از اينرو مفرد هراعرابى را كه به مقتضاى محلّ واقع در آن داشته باشد براى جمله مزبور در نظر مىگيرند مثلا اگر مفرد خبر مبتداء باشد جمله‌اى كه اين مفرد را بجاى آن قرار داده‌ايم محلّا مرفوع است چنانچه در مثال ذيل چنين است : زيد قام ابوه ، زيد مبتداء و جمله [ قام ابوه ] خبر آن است ، و محلّا مرفوع است زيرا مىتوان بجاى آن [ قائم الاب ] كه مضاف و مضاف‌اليه بوده و مفرد محسوب مىشود قرار داد . چنانچه اگر مفرد مفعول باشد جمله‌اى كه اين مفرد بجاى آن گذاشته شده محلّا منصوب است نظير : قال زيد العلم حسن كه زيد فاعل براى [ قال ] بوده و جمله [ العلم حسن ] مفعول براى آن مىباشد و چون مىتوان بجاى اينجمله كلمه ( حسن العلم ) را قرار داد و اين كلمه مفعول براى [ قال ] بوده و منصوب مىباشد لاجرم جمله مزبور محلّا منصوب است . و جملاتى را كه محلّ از اعراب دارند در علم نحو هفت‌تا شمرده‌اند
توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى) — صفحة 439 | سيد محمد جواد ذهنى تهرانى