تخطي إلى المحتوى الرئيسي

توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى) — صفحة 83

مساهمون:

ص٨٣
در هيچيك از كتب مشهوره لغت موجود نيست پس از مصاديق غريبى مىشود كه در درك معنايش محتاج به فحص و تفتيش هستيم چه آنكه طبق تقرير در سؤال يا اينكلمه بايد مولّد و مستحدث از سراج باشد به اين معنا كه اهل لسان از سراج كه اسم هست فعل جعلى ساخته به معناى [ حسن ] پس از آن اسم مفعولش را استعمال نموده‌اند و قهرا به لحاظ اينكه ريشه صحيح لغوى ندارد در كتب لغت يافت نمىشود و يا بايد طبق گفته [ مرزوقى ] آن را از [ سراج ] مشتق بدانيم ولى نه از باب توليد و استحداث يا بطور تشبيه بلكه معناى [ سرّج اللّه وجهه ] اينست كه حقتعالى او را صاحب سراج قرار دهد يعنى همانطورى كه چراغ روشن و درخشنده است و دارنده آن صاحب روشنى است بينى او نيز چنين مىباشد قهرا خودش همچون صاحب چراغ است چنانچه بعضى معناى سرّج اللّه امرك را [ حسّنه و نوّره ] گفته‌اند و اينمعنا شاهد بر كلام مرزوقى مىگردد . البته به اين معنا نيز غريب و غير مأنوس مىباشد . قوله : غير ظاهرة المعنى : مقصود از عدم ظهور معنا اينست كه ذهن از لفظ به سهولت و سادگى به معناى موضوع‌له منتقل نشود و اينعبارت تفسير است براى [ وحشى ] . قوله : و لا مأنوسة الاستعمال : يعنى كلمه از نظر استعمال در بين اهل لسان و اعراب خلّص مألوف و مستعمل نباشد چه آنكه ملاك صحّت و فصاحت كلمات استعمال ايندسته از اعراب كه نوعا سكنه در صحارى و بوادى هستند مىباشد . قوله : نحو مسرج فى قول العجّاج : يعنى نحو غرابة كلمه